فاتر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فاتر. [ ت ِ ] (ع ص ) سست . زبون . ناتوان . ◄ آب فاتر؛ آب نیمگرم . ◄ خاطر فاتر؛ هوش کند و کم ادراک . (ناظم الاطباء). ◄ طَرْف فاتر؛ چشمی که حدت نظر نداشته باشد. (از اقرب الموارد). رجوع به فترت شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فاتر. [ ت ِ ] (ع ص ) سست . زبون . ناتوان . ◄ آب فاتر؛ آب نیمگرم . ◄ خاطر فاتر؛ هوش کند و کم ادراک . (ناظم الاطباء). ◄ طَرْف فاتر؛ چشمی که حدت نظر نداشته باشد. (از اقرب الموارد). رجوع به فترت شود.