فاتوریدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فاتوریدن . [ دَ ] (مص مرکب ) توریدن . بمعنی رم کردن و دوررفتن . فاتولیدن . ریشه اش در سنسکریت «تورا» بمعنی تند رفتن و دور رفتن و «فا» مزید مقدم (پیشاوند) است . (فرهنگ نظام ). به یک طرف نگه داشتن . ◄ حذر کردن . ◄ ترسناک شدن . ◄ برطرف کردن . (ناظم الاطباء).