فاثج
/vâže/
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
فاثج . [ ث ِ ] (ع ص ) ماده شتر جوان آبستن . (منتهی الارب ). ناقه ٔ باردار. (از اقرب الموارد). ◄ ناقه ٔ فربه که یک سال یا سالها بارور نگردد یا آبستن نشود به گشن یافتن . از اضداد است . ◄ ناقه ٔ فربه بزرگ کوهان . (منتهی الارب ). ج، فواثج . (اقرب الموارد).