فاجر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ج) [ ع. ] (اِفا.)<BR>۱- گناهکار، تبهکار.<BR>۲- زناکار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ج) [ ع. ] (اِفا.) ۱- گناهکار، تبهکار. ۲- زناکار.
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
فاجر. [ ج ِ ] (ع ص ) تبهکار. زناکار. (اقرب الموارد). ◄ دروغگو و کسی که سوگند دروغ میخورد. ◄ سواری که از زین متمایل گردد. (ناظم الاطباء). ◄ نافرمان . ◄ متمول و مالدار. ◄ ساحر و جادوگر. (منتهی الارب ). ج، فُجّار، فاجرون، فَجَرة. (اقرب الموارد).
مترادف و متضاد
بدکار، فاسق، هرزه زانی، زناکار تبهکار، فاسد، گناهکار (متضاد: درستکردار)
واژگان قرآن
إِلاّ فاجِراً کَفّاراً «فاجر» از مادّه «فجور» به معناى کسى است که گناه زشت و شنیعى مرتکب مى شود، و «کفّار» مبالغه در «کفر» است; بنابراین تفاوت میان این دو واژه این است که: یکى مربوط به جنبه هاى عملى است،ودیگرى اعتقادى.(4)