فاجر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ج) [ ع. ] (اِفا.) ۱- گناهکار، تبهکار. ۲- زناکار.مترادفها و واژههای مرتبطبدکار، فاسق، هرزهزانی، زناکارتبهکار، فاسد، گناهکار ≠ درستکردارواژه قبلی: فاتکواژه بعدی: فاجره