فاجه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ج) (اِ.) فاژ، فاژه ؛ خمیازه، دهان دره.واژه قبلی: فاجعهواژه بعدی: فاحش