فاحشه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ح شَ یا ش) [ ع. فاحشه ] ۱- (ص.) زن بدکاره، روسپی. ۲- (اِ.) کار بسیار زشت. ج. فواحش.مترادفها و واژههای مرتبطبیعصمت، جلب، جنده، خودفروش، خانم، دستوری، روسپی، زنبدکار، غر، قحبه، لکاته، معروفه، نامستور، هرجایی ≠ نجیبواژه قبلی: فاحشواژه بعدی: فاحشه خانه