فاحش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فاحش . [ ح ِ ] (ع ص ) زشت . ◄ بدخلق . (اقرب الموارد). ◄ بسیار بخیل . (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ◄ کثیر، غالب و هرچه از حد تجاوز کند. (اقرب الموارد). بسیار و زیاده از اندازه . ◄ بی شرف . ◄ جسور. گستاخ . ◄ درخشان . ◄ آزمند. ◄ بی تناسب . (ناظم الاطباء).