فارس
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(رِ) [ ع. ] (ص.) ۱- سوار، اسب سوار. ۲- جنگاور، دلیر. ج. فُرسان و فوارس.
(رْ) ۱- (اِ.) قوم پارس که در جنوب ایران ساکن بودند. ۲- نام سرزمین پارس. ۳- (ص.) ایرانی.
(~.) (ص.) کسی که زبان مادری او فارسی باشد.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(رِ) [ ع. ] (ص.) ۱- سوار، اسب سوار. ۲- جنگاور، دلیر. ج. فُرسان و فوارس.
(رْ) ۱- (اِ.) قوم پارس که در جنوب ایران ساکن بودند. ۲- نام سرزمین پارس. ۳- (ص.) ایرانی.
(~.) (ص.) کسی که زبان مادری او فارسی باشد.