فارغان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فارغان . [ رِ ] (اِخ ) دهی از دهستان نمداد بخش کهنوج شهرستان جیرفت که در ٩٠ هزارگزی شمال خاور کهنوج و ٣ هزارگزی باختر راه مالرو کهنوج به ریکان واقع است . جلگه ای گرمسیر، مالاریایی و دارای ٨٠ تن سکنه است . آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده اش غلات و خرما و شغل اهالی زراعت است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٨).
فارغان . [ رِ ] (اِخ ) ده مرکزی دهستان از بخش سعادت آباد شهرستان بندرعباس که در ٤٨ هزارگزی خاور حاجی آباد و کنار راه مالروحاجی آباد به احمدی واقع است . جلگه ای گرمسیر است که ٤٧٧ تن سکنه دارد. آب آنجا از چشمه و قنات تأمین میشود. محصول عمده اش خرما و غلات و شغل اهالی زراعت است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٨).
فارغان . [ رِ ] (اِخ ) یکی از دهستانهای پنجگانه ٔ بخش سعادت آباد شهرستان بندرعباس که در خاور حاجی آباد واقع است . از جنوب به دهستان سیاهو و احمدی، از خاور به دهستان رودخانه واز باختر به دهستان طارم محدود است . جلگه ای گرمسیر است که آب آن از رودخانه تأمین میشود. محصول عمده اش خرما و غلات و شغل اهالی زراعت است . راه مالرو دارد.این دهستان از ٢١ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمعاً ٥٥١٢ تن سکنه دارد. مرکز دهستان قریه ٔ فارغان و قریه های مهم آن نظام آباد، سلطان آباد، سیرمند، میمند، و شاهرود میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٨).