فارغ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(رِ) [ ع. ] ۱- (اِفا.)دست کشنده از کاری. ۲- (ص.) آسوده، رها شده.مترادفها و واژههای مرتبطآزاد، آسوده، خلاص، راحت، رها، شاد، فارغالبال، نجاتپرداخته، ستردهبیخبرواژه قبلی: فارعواژه بعدی: فارغ الاکناف