فارقی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فارقی . [ رِ ] (ص نسبی )منسوب به میافارقین . (از اقرب الموارد) (سمعانی ).
فارقی . [ رِ ] (اِخ ) عبدالکریم بن عبدالحاکم بن سعید. از وزیران دولت فاطمی مصر و پدرش از قضاة بود. و اولین کسی بود که وزارت این خاندان را به عهده گرفت مرگ او در سال ٤٥٤ هَ . ق . اتفاق افتاد. (از اعلام زرکلی ص ٥٤٠).
فارقی . [ رِ ] (اِخ ) عمربن اسماعیل بن مسعود ابوحفص رشیدالدین الربعی الفارقی . ادیب زمان خود بود و در دیوان انشاء نویسنده بود. در تفسیر و اصول عارف بود. دو کتاب مقدمةالکبری و مقدمةالصغری در نحو از آثار اوست . زندگی او میان سالهای ٥٩٨ و ٦٨٧ هَ . ق . بود. (از اعلام زرکلی ).