فاریدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دَ) [ بخارایی ] (مص ل.) خوش آیند بودن، موافق طبع بودن، به دل نشستن.واژه قبلی: فاریابواژه بعدی: فاز