فازر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فازر.[ زِ ] (ع ص ) پاره کننده . شکننده . فسخ کننده . (از اقرب الموارد). و رجوع به فزر شود. ◄ (اِ) نوعی مورچه ٔ سیاه که به سرخی زند. (از اقرب الموارد). ◄ راه گشاده و فراخ . (از اقرب الموارد).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فازر.[ زِ ] (ع ص ) پاره کننده . شکننده . فسخ کننده . (از اقرب الموارد). و رجوع به فزر شود. ◄ (اِ) نوعی مورچه ٔ سیاه که به سرخی زند. (از اقرب الموارد). ◄ راه گشاده و فراخ . (از اقرب الموارد).