فاش/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین[ ع. ] (ق.) = فاشی. فاشّ: ۱- آشکارا، هویدا. ۲- پراکنده.مترادفها و واژههای مرتبطآشکار، آشکارا، ابراز، افشا، برملا، جلوهگر، ذایع، رسوا، ظاهر، عالمگیر، علنی، عیان، لو، مشخص، مشهود، معلوم، نمودار، واضح، هویدا ≠ مخفی، ناآشکار، نهانواژه قبلی: فاسپردنواژه بعدی: فاشورانیدن