فاش/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانهویدا، نمایان، پدیدار، آشکارا، آشکارمترادفها و واژههای مرتبطآشکار، آشکارا، ابراز، افشا، برملا، جلوهگر، ذایع، رسوا، ظاهر، عالمگیر، علنی، عیان، لو، مشخص، مشهود، معلوم، نمودار، واضح، هویدا ≠ مخفی، ناآشکار، نهانواژه قبلی: فاسقواژه بعدی: فاش کردن