فاضل آباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فاضل آباد. [ ض ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان کتول بخش علی آباد شهرستان گرگان که در ١١ هزارگزی باختر علی آباد و سر راه شوسه ٔ گرگان واقع است . دشتی معتدل، مرطوب، مالاریایی و دارای ٣١٠ تن سکنه است . آب آنجا از رودخانه ٔ کفش گیری تأمین میشود. محصول عمده اش غلات، تخم آفتاب گردان، هندوانه، خربزه و شغل اهالی زراعت و گله داری است . در آنجا چندین خانواده ٔ روسی ساکن هستند که کارهای نجاری و آهنگری دارند. فارس ها شال و کرباس میبافند. در آنجا پست بهداری و دبستان برقرار است . محصول این ده به خوبی معروف است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).
فاضل آباد. [ ض ِ ] (اِخ ) دهی از بخش دره شهر شهرستان ایلام که در ٢١ هزارگزی باختر دره شهر و یکهزارگزی جنوب راه مالرو هندمین به ایلام واقع است . جایی کوهستانی، گرمسیر و دارای ٢٠٤ تن سکنه است . آب آنجا از رودخانه ٔ صیمره و محصول عمده اش غلات، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
فاضل آباد. [ ض ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان میربیک بخش دلفان شهرستان خرم آباد که در ٣٣ هزارگزی باختر نورآباد و ٢١ هزارگزی باختر راه شوسه ٔ خرم آباد به کرمانشاه واقع است . جلگه ای سردسیر، مالاریایی و دارای ٦٠٠ تن سکنه است . آب آنجا از چشمه ها تأمین میشود. محصول عمده اش غلات، لبنیات و پشم، شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالی بافی است . راه مالرو دارد. ساکنان از طایفه ٔ سادات، و چادرنشین هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).