فاضلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فاضلی . [ض ِ ] (اِخ ) عطأاﷲ فاضلی . کتابی بنام محرق الاکباد در مصایب و مراثی نوشته است . (از الذریعه ج ٩ ص ٨٠٢).
فاضلی . [ ض ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان بیرم بخش گاوبندی شهرستان لار که در ٨١ هزارگزی شمال خاوری گاوبندی و کنار راه فرعی لار به اشکنان واقع است . جلگه ای گرمسیر، مالاریایی و دارای ٥٢ تن سکنه است . آب آنجا از چاه و باران تأمین میشود. محصول عمده اش غلات، خرما، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).