فاعل بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
عمل کردن روی چیزی، حرارت دادن، پرتو افکندن، حرکت دادن، کردن فروکردن ساختن، تولید کردن
فاعل بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
عمل کردن روی چیزی، حرارت دادن، پرتو افکندن، حرکت دادن، کردن فروکردن ساختن، تولید کردن
فاعل بودن