فال گیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ ع - فا. ] (ص فا.) کسی که فال میگیرد، طالع بین.<br>
فرهنگ فارسی معین
[ ع - فا. ] (ص فا.) کسی که فال میگیرد، طالع بین.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فال گیر. (نف مرکب ) فالچی .فال گو. زاجر. (یادداشت بخط مؤلف ). شخصی که ادعای اخبار از مستقبلات کند به توسط احضار اموات و سؤال نمودن از ایشان، و این مطلب در شریعت موسوی ممنوع بود و مرتکب آن بایستی سنگسار شود. (قاموس کتاب مقدس ).
فرهنگ طیفی واژهدان
غیبگو، رمال، طالعبین، آینهبین، جادوگر، تردست
واژگان فارسی سره واژهدان
کف بین، پیشگوی
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی