فالگوش ایستادن
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(دَ) (مص ل.) ۱- در شب چهارشنبه سوری سر چهارراه ایستادن و به حرفهای عابران گوش دادن و با تعبیر آن حوادث آینده را پیش گویی کردن. ۲- دزدیده گوش دادن به گفت و گوهای دیگران.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(دَ) (مص ل.) ۱- در شب چهارشنبه سوری سر چهارراه ایستادن و به حرفهای عابران گوش دادن و با تعبیر آن حوادث آینده را پیش گویی کردن. ۲- دزدیده گوش دادن به گفت و گوهای دیگران.