واژه جو

فالیز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فالیز. (اِ) معرب پالیز. خربزه زار را گویند. (آنندراج ) : یکی را زمین نیستانست و شوره یکی کشت و فالیز و شدیار دارد. ناصرخسرو. رجوع به پالیز شود.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی فالیز | واژه جو