فاید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فاید. [ ی َ ] (حرف اضافه ) بر وزن شاید، بمعنی «تا»ست که کلمه ٔ انتها باشد، و در عربی حتی گویند. (برهان ) : خداوند است و میر میرزاد است ز عهد عصر آدم فاید اکنون . قطران (از آنندراج ).
فاید. [ ی ِ ] (اِخ ) رجوع به فائد شود.