فایق/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(یِ) [ ع. فائق ] ۱- (اِفا.) مسلط شونده، چیره شونده. ۲- (ص.) نیکو و برگزیده از هر چیزی.مترادفها و واژههای مرتبطپیروز، چیره، غالب، فاتح، فایز، فایز، مستولی، مسلطبرتر، عالی، والا ≠ مغلوبواژه قبلی: فایضواژه بعدی: فایقه