فتا/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(فَ) [ ع. فتاء ] ۱- (مص ل.)جوان شدن. ۲- کَرَم کردن. ۳- (اِمص.) جوانی. ۴- کَرَم، جوانمردی.مترادفها و واژههای مرتبطبرنا، جوان، شابآزاده، جوانمرد، رادواژه قبلی: فت و فراوانواژه بعدی: فتات