واژه جو

فتح کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فتح کردن . [ ف َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) گشادن . گشودن : دلیر آمدی سعدیا در سخن چو تیغت به دست است، فتحی بکن . سعدی . رجوع به فتح شود.

واژگان فارسی سره واژه‌دان

گشودن، چیره شدن، پیروز گشتن

معنی فتح کردن | واژه جو