فتحی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فتحی . [ ف َ حا ] (ع اِ) باد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
فتحی . [ ف َ ] (ص نسبی ) منسوب به فتح .
فتحی . [ ف َ ] (اِخ ) از شعرای قرن نهم هجری . در مجالس النفائس آمده است : مولانا فتحی، از شعرای سلطان یعقوب است و این مطلع از اوست : مجنون چو شام عید نظر بر هلال کرد دیوانه گشت و ابروی لیلی خیال کرد. (از مجالس النفائس ص ٣١٢).