واژه جو

فتریدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فتریدن . [ ف َ ت َ دَ ] (مص ) دریدن و شکافتن . (برهان ) (آنندراج ). ◄ کندن .(برهان ). رجوع به فتردن و فتاریدن و فتالیدن شود.

معنی فتریدن | واژه جو