فتوا/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانفرمان دینی، دادستانمترادفها و واژههای مرتبطاجازه، حکم، رای، فتویواژه قبلی: فتوواژه بعدی: فتوا دادن