فت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فت . [ ف َت ت / ف ُت ت /ف ِت ت ] (ع ص، اِ) پراکنده . (منتهی الارب ). یقال : هم اهل بیت فت ؛ ای منتشرون . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ شکاف در سنگ سخت . (اقرب الموارد).
فت . [ ف َت ت ] (ع مص ) سست کردن ساعد و بازو را. (منتهی الارب ). ◄ متفرق ساختن یاران شخصی را ازاو. ◄ کوفتن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ ریزه ریزه نمودن . (منتهی الارب ). ◄ به انگشتان شکستن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ شکافتن سنگ را. (منتهی الارب ).