فحش/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(فُ حْ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) بدی را از حد گذراندن، بسیار بد کردن. ۲- (اِ.) دشنام، ناسزا.مترادفها و واژههای مرتبطبددهانی، بدزبانی، دشنام، زشتیاد، سب، سخط، سقط، شتم، ناسزا، هتکواژه قبلی: فحاویواژه بعدی: فحشا