فداغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فداغ . [ ف َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای ششگانه ٔ بخش مرکزی شهرستان لار.حدود و مشخصات آن به قرار زیر است : از شمال ارتفاعات بالنگستان و دهستان ارد، از جنوب و باختر دهستان بیرم و کوه گاوبست، از خاور دهستانهای صحرای باغ و حومه . این دهستان در باختر بخش واقع گردیده، هوای آن گرم است و آب مشروب آن از چشمه و قنات و باران تأمین میشود. زراعت آن اغلب دیمی است . محصولاتش غلات، خرما، پنبه، کنجد، تنباکو و لبنیات است . اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. صنایع دستی مردم گلیم بافی است . از چهار آبادی دیده بان، فداغ، خلیلی، لب اشکن تشکیل شده و دارای ٢٢٠٠ تن سکنه است . ساکنین اغلب از طایفه ٔ قریش هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).
فداغ . [ ف َ ] (اِخ ) ده مرکزی دهستان فداغ بخش مرکزی شهرستان لار، واقعدر ١٠٨ هزارگزی باختر لار کنار راه فرعی لار به بیرم .ناحیه ای است واقع در جلگه، گرمسیر و دارای ٩١٩ تن سکنه است . از قنات و چاه مشروب میشود. محصولاتش غلات، پنبه و خرماست . اهالی به کشاورزی گذران میکنند. پاسگاه ژاندارمری دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).