فرا
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فَ رّ) [ ع. فرُاء ] (ص.)<BR>۱- پوستین دوز، پوستین فروش.<BR>۲- پوست پیرا، واتگر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فَ رّ) [ ع. فرُاء ] (ص.) ۱- پوستین دوز، پوستین فروش. ۲- پوست پیرا، واتگر.
(فَ) [ ع. = فراء ] (اِ.) گورخر.
(فَ) [ اوس. ] ۱- (پ ی ش .) بر سر فعل درآید و آن در اصل به معنی به، به سوی، در باشد: فرارو. ۲- (حراض.) نزد، نزدیک: فرااو رفتم. ۳- به، با. ۴- سوی، جانب. ۵- (ص.)بلند، عالی. ۶- در میان: فراچنگ. ۷- دورتر یا بالاتر: فراتر. ۸- پیرامون، گرداگرد: فرابار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرا. [ ف َ ] (حرف اضافه ) نزدِ. نزدیک . پیش : فرا او رفتم ؛ پیش او رفتم . (یادداشت بخط مؤلف ). سوی . طرف . جانب . (برهان ) : به حبل ستایش فرا چَه ْ مشو چو حاتم اصم باش و غیبت شنو. سعدی (بوستان ). سر فرا گوش من آورد و به آواز حزین گفت کای عاشق دیرینه ٔ من خوابت هست ؟ حافظ. ◄ (اِ)کنج و گوشه . (برهان ). ◄ بالا و بلندی . رجوع به فراز شود. ◄ (ص ) بلند. مقابل فرو. - فراپایه ؛ بلندپایه . (یادداشت بخط مؤلف ) : چو آفتاب فروزان به تخت ملک بمان چو آسمان فراپایه در زمانه بپای . فرخی . رجوع به فراز شود. ◄ نزدیک . ◄ دور. (برهان ) : وقتی افتاد فتنه ای در شام هر یک از گوشه ای فرارفتند. سعدی . ◄ (حرف اضافه ) بَِ (به ). با : فرمانبردار نباشد که فرا پادشاه تواند گفت : کن و مکن ! (تاریخ بیهقی ). رفت نهانیش فرا خانه برد بدره ٔ دینار به صوفی سپرد. نظامی . که گفت آن روی شهرآرای بنمای چو بنمودی دگرباره فراپوش . سعدی . به بیچارگی تن فرا خاک داد دگر گرد عالم برآمد چو باد. سعدی . ◄ در : فروماند تو را آلوده ٔ خویش هوای دیگری گیرد فراپیش . نظامی .
فرا. [ ف َ ] (ع اِ) گورخر که فراء و حمارالوحش نامند. (فهرست مخزن الادویه ) (اقرب الموارد). - امثال : کل الصید فی جوف الفرا ؛ مثل است، یعنی هر صیدی در فرا هست . و مثل آورده میشود برای کسی که نیازمندیهای بسیار دارد و یکی از آنها که بزرگتر است برآورده شود و در آن هنگام این مثال برایش گفته میشود یا هنگامی گفته شود که شخص به از دست رفتن بقیه ٔ نیازمندیهای خویش بی اعتنا است . (از اقرب الموارد).
فرا. [ ف َ ] (اِخ ) نام یکی از دهکده های دهستان پریجان سوادکوه در مازندران که اکنون بدین نام شناخته نمیشود. (از مازندران و استرآباد ترجمه ٔ فارسی ص ١٥٦).
مترادف و متضاد واژهدان
بالا، فوق، ماورا، ورا پیش، نزد، نزدیک بلند، عالی گورخر