فراخ دل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فراخ دل . [ ف َ دِ ] (ص مرکب ) پردل . بی باک . ◄ شکم باره و پرخور : مردی بود از بنی خزاعه نام او سلیمان بن عمرو و کنیتش ابوعینان . مردی فراخ دل و خورنده . (ترجمه ٔ تاریخ طبری ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فراخ دل . [ ف َ دِ ] (ص مرکب ) پردل . بی باک . ◄ شکم باره و پرخور : مردی بود از بنی خزاعه نام او سلیمان بن عمرو و کنیتش ابوعینان . مردی فراخ دل و خورنده . (ترجمه ٔ تاریخ طبری ).