فراخ دوش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فراخ دوش . [ ف َ ] (ص مرکب ) چهارشانه . درشت اندام . شانه پهن [ : خلیفه مهتدی ] مردی بود فراخ پیشانی، شهلاچشم، اضلع فراخ دوش، سرخ روی ... (ترجمه ٔ تاریخ طبری ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فراخ دوش . [ ف َ ] (ص مرکب ) چهارشانه . درشت اندام . شانه پهن [ : خلیفه مهتدی ] مردی بود فراخ پیشانی، شهلاچشم، اضلع فراخ دوش، سرخ روی ... (ترجمه ٔ تاریخ طبری ).