واژه‌جو

فراراوشنک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فراراوشنک . [ ف َ ش َ ] (اِخ ) نام یکی از نواده های فریدون است که فرزندان او در فارس، در دوره ٔ کیانی سلطنت داشته است . رجوع به فارسنامه ٔ ابن بلخی چ کمبریج ص ١٢ شود.

معنی فراراوشنک | واژه‌جو