فراز گردیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فراز گردیدن . [ ف َ گ َ دی دَ ] (مص مرکب ) بسته شدن : فراشو چو بینی در صلح باز که ناگه در توبه گردد فراز. سعدی . رجوع به فراز شدن و فراشدن وفراز شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فراز گردیدن . [ ف َ گ َ دی دَ ] (مص مرکب ) بسته شدن : فراشو چو بینی در صلح باز که ناگه در توبه گردد فراز. سعدی . رجوع به فراز شدن و فراشدن وفراز شود.