واژه جو

فراستوک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فراستوک . [ ف َ ] (اِ)به معنی پرستوک است که خطاف باشد. (برهان ). پرستوک باشد که به تازی خطاف گویند. (فهرست مخزن الادویه ). تبدیل پرستوک است . (انجمن آرا) (آنندراج ) : ای قحبه بنازی به دف و دوک مسرای چنین چون فراستوک . زرین کتاب . رجوع به فراستو شود.

معنی فراستوک | واژه جو