فراس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فراس . [ ف ِ ] (اِخ ) رجوع به بنی فراس شود.
فراس . [ ف َ ] (ع اِ) نوعی از خرمای سیاه جز شهریز. (منتهی الارب ). خرمای سیاه . (فهرست مخزن الادویه ). خرمای سیاهی که شهریز نیست . (اقرب الموارد).
فراس . [ ف َرْ را ] (ع اِ) شیر بیشه . (منتهی الارب ). اسد. (اقرب الموارد).