فراشبند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فراشبند. [ ف َرْ را ب َ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکزی دهستان فراشبند از بخش مرکزی شهرستان فیروزآباد، واقعدر ٥٦هزارگزی باختر فیروزآباد، کنار راه فرعی کازرون به فراشبند. ناحیه ای است واقع در جلگه و گرمسیر که دارای ٣٤٤٧ تن سکنه است . از چاه مشروب میشود. محصولاتش غلات و خرما است . اهالی به کشاورزی و باغداری و کسب گذران میکنند. این قصبه در حدود ٢٠ دکان و یک دبستان چهارکلاسه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).
فراشبند. [ ف َرْ را ب َ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای هفتگانه ٔ بخش مرکزی شهرستان فیروزآباد. حدود و مشخصات آن به قرار زیر است : از شمال دهستان جره ٔ بخش کازرون، از خاور دهستان حومه ٔ فیروزآباد و کوههای کل و فرقه، از جنوب دهستان اربعه پائین، از باختر ارتفاعات خاوری خورموج و گردنه صندلی . جای دهستان جلگه است . این دهستان در شمال باختر بخش واقع گردیده، هوای آن گرم و خشک است و آب مشروب و زراعتی آنجا از چاه و چشمه و قنات تأمین میشود. محصولاتش غلات، خرما، برنج، تنباکو و لبنیات است . اهالی به کشاورزی و باغبانی و گله داری گذران میکنند.از ١٢ آبادی تشکیل شده و دارای ٧٠٠٠ تن سکنه است و قراء مهم آن عبارتند از فراشبند (مرکز دهستان )، آویزو نوجین . راه ارتباطی دهستان با فیروزآباد فعلاً مالرو و با کازرون اتومبیل رو است . از ایل قشقائی طوایف :عمله، اردکپان قتلو، گله زن اوغری، صفی خانی، چهاربنیجه، کره کانی، گله زن نمسری، رحیمی و مغانلو در این دهستان قشلاق میکنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).
فراشبند. [ ف َرْ را ب َ ] (اِ) بنای کوچک گنبددار متعلق به عهد اشکانیان . ◄ نقاط اطراف بنای کوچک گنبددار. (فهرست تاریخ صنایع ایران ).