فراغ داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فراغ داشتن . [ ف َ ت َ ] (مص مرکب ) آسودگی داشتن .فراغت داشتن . رجوع به فراغت داشتن و فراغ شود. ◄ بی اعتنا بودن و بی نیازی نمودن : بزرگان فراغ از نظر داشتند از آن پرنیان آستر داشتند. سعدی . رجوع به فراغ و فراغت داشتن شود.