فراموششده
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
فراموش، ازیادرفته، ازخاطر محوشده متروک، رهاشده، واگذارده، مدفون گمنام، بینام، ناشناس مورد بیتوجهی، واگذاشته، قدرندانسته، مسکوت، ناگفته جاافتاده، ازقلمافتاده، محذوف، توجهنشده، بررسینشده، راکد، معلق، معوق
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
فراموش، ازیادرفته، ازخاطر محوشده متروک، رهاشده، واگذارده، مدفون گمنام، بینام، ناشناس مورد بیتوجهی، واگذاشته، قدرندانسته، مسکوت، ناگفته جاافتاده، ازقلمافتاده، محذوف، توجهنشده، بررسینشده، راکد، معلق، معوق