فرامین
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فَ) [ معر. ] (اِ.) جِ فرمان.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فَ) [ معر. ] (اِ.) جِ فرمان.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرامین . [ ف َ ] (ع اِ) ج ِ فرمان . این تصرف فارسی زبانان عربی دان است که جمع لفظ فارسی به طور عربی آورده اند. (آنندراج ). ج ِ فَرَمان فارسی است . (از اقرب الموارد). رجوع به فرمان شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
فرمانها