فرانق
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فُ نِ) [ ع. ] (اِ.) معرب پروانک.<BR>۱- سیاه گوش، حیوانی که همراه شیر حرکت میکند و با صدای خود جانوران را از آمدن شیر باخبر میکند.<BR>۲- راهنما و پیش رو لشکر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فُ نِ) [ ع. ] (اِ.) معرب پروانک. ۱- سیاه گوش، حیوانی که همراه شیر حرکت میکند و با صدای خود جانوران را از آمدن شیر باخبر میکند. ۲- راهنما و پیش رو لشکر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرانق . [ ف ُ ن ِ ] (معرب، اِ) پروانک که جانوری است بانگ کنان پیش شیر رود. (آنندراج ). معرب پروانک فارسی است که به عربی برید و به فارسی سیاه گوش و به ترکی فارافلاق نامند و آن حیوانی است به قدر سگ کوچکی و به رنگ آهو و گوش آن سیاه و پیش پیش شیر میگویند میرود و گویند خبر میدهد از آمدن شیر و از سباع شکاری است . (فهرست مخزن الادویه ). قره قولاخ . تفه . عناق الارض . پروانک .پروانه . برید. سیاه گوش . غنجل و آن را خادم نیز گویند و او حامل خرائط است . (از مفاتیح از یادداشت مرحوم دهخدا). ◄ پیشرو لشکر. ◄ دلیل . برید. (آنندراج ). رجوع به پروانه و پروانک شود.