واژه جو

فرانگ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فرانگ . [ ف َ ن َ ] (اِخ ) فرانک . نام دختر برزین و زن بهرام گور. در متون ضبط این کلمه با گاف فارسی مشاهده نشد ولی مرحوم دهخدااین صورت را به خط خود در یادداشتی ضبط کرده است .

معنی فرانگ | واژه جو