فرانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرانی . [ ف َ ] (ص نسبی ) منسوب به فران که بطنی است از قضاعه . (سمعانی ). رجوع به فران شود.
فرانی . [ف َ ] (ع اِ) ج ِ فُرْنی ّ. (یادداشت به خط مؤلف ). نانهای کلیچه ٔ گرد و بزرگ . (ناظم الاطباء) : نان داری اندر انبان ده گونه باستانی چه قرص و چه میانه چه پهن و چه فرانی . لامعی . رجوع به فرنی شود.