فران
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فران . [ ف َرْرا ] (اِخ ) بلادی است وسیع به مغرب . (منتهی الارب ).
فران . [ ف َ ] (اِخ ) ابن بلی . از بنی قضاعة است . (منتهی الارب ) (از معجم البلدان ).
فران . [ ف َ ] (اِخ ) آبی است مر بنی سلیم را. (منتهی الارب ). آبی است بنی سلیم را که آن را معدن فران گویند و بدانجا مردم بسیاری است . منسوب است به فران بن بلی بن عمروبن الحاف بن قضاعة... (از معجم البلدان ).