فراهید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فراهید. [ ف َ ] (اِخ )بطنی از ازد است . (سمعانی ). رجوع به فراهیدی شود.
فراهید. [ ف َ ] (اِخ ) نام جد خلیل بن احمد صاحب عروض و کتاب العین . (سمعانی ذیل نسبت فراهیدی ).
فراهید. [ ف َ ] (ع اِ) گوسپندان ریزه . (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ ج ِ فرهود. (اقرب الموارد). رجوع به فرهود شود.