فراواریدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(فَ دَ) (مص م.)فرو بردن، بلعیدن.واژه قبلی: فراهیختهواژه بعدی: فراوان