واژه‌جو

فربیانی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فربیانی . [ ف َ ] (اِخ ) محمودبن فضل بن حیدربن مطر فربیانی المطری، مکنی به ابی الغنائم . سلفی او رادیده و از او حدیث شنیده است . (از معجم البلدان ).

فربیانی . [ ف َ ] (ص نسبی ) منسوب به فربیا. (از معجم البلدان ).

معنی فربیانی | واژه‌جو